دارم از اون کوچه رد میشم که تو رو توش گمت کردم
اگه یه دیقه صبر میکردم می اومد ، همون صحنه ای ک همش تصور میکردم ! اما گفتم نمیخوام ببینمش و رفتم ...دلم نمیخواد هیشکیو دوست داشته باشم و یا حتی یادم بیافته ی روزی داشتم ... ناراحت بودم ... ( گف کجاس؟ گفتم نیس مثل همیشه ، گفتم چیزیو ک نباید میگفتم ... یادآوریش هم درد داره )
پالتو قرمز ، کنار بخاری بود دیدمش خندید گف خیلی خری :)) میدونستم خرم ، گردنش ..
۹۹٪ موارد نیازی ب حرف زدن نیس ، چشما همه چیو میگن
بغض دارم مث سگ
Dreams...
ما را در سایت Dreams دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76